در ساعات پایانی روز 31 آگوست 1983 و در فرودگاه بین المللی جان اف کندی واقع در نیویورک یک فروند بویینگ 200-747 متعلق به شرکت هواپیمایی کره جنوبی خود را برای پرواز به سوی سئول آماده میکرد . بعد از سوار شدن 240 نفر مسافر و حضور 29 خدمه ، هواپیما با کسب اجازه از برج مراقبت تیک آف کرده و به سمت غرب به راه افتاد . کمی بعد از نیمه شب ، هواپیمای بویینگ به منظور سوختگیری در فرودگاه Anchorage واقع در آلاسکا فرود آمد .
---------------------------------------------------------------------------------------------

بویینگ 200-747 ساقط شده - سال 1980 (سه سال قبل از سقوط) فرودگاه زوریخ
---------------------------------------------------------------------------------------------
پس از انجام اقدامات لازم و گرفتن سوخت مورد نیاز ، هواپیما در ساعت 3 بامداد به وقت محلی (13:00 به وقت گرینویچ) به طرف مقصد خود به پرواز در آمد . مسیر پیش بینی شده برای پرواز عبارت بود از حرکت به سمت غرب و سپس گردش به سمت جنوب . می توانید در تصویر زیر مسیر پیش بینی شده را مشاهد بفرمایید.

مسیر پرواز تعیین شده با خط متقاطع و مسیر پرواز انجام شده با خط ممتد نشان داده شده است
--------------------------------------------------------------------------------------------
اما همانگونه که در شکل مشخص است، هواپیمادر اثر یک اشتباه ساده از مسیر تعیین شده خارج شد و در اثر آن از روی شبه جزیره کامچاتکا (متعلق به شوروی) عبور کرد و سپس با گذر از دریای اختسک به سمت جزیره ساخالین در حرکت بود . در این لحظات ، چند فروند جنگنده میگ 23 و سوخو 15 نیروی هوایی شوروی به پرواز در آمده بودند و در حال حرکت به سمت هواپیما بودند. در ساعت 18:26 دقیقه به وقت گرینویچ یکی از جنگنده های Su-15 که از پایگاه هوایی «دالینسک سکول» به پرواز در آمده بود با شلیک یک تیر موشک هوا به هوا ، هواپیمای کره ای را ساقط کرد . هواپیما در 55 کیلومتری جزیره مونرون به دریا برخورد کرد و از هم متلاشی شد ، تمامی مسافران و خدمه هواپیما نیز در جا کشته شدند . در ساعات اولیه ناپدید شدن هواپیما به اشتباه گمان می رفت که روسها هواپیما را مجبور به فرود در جزیر ساخالین کرده اند که مدتی بعد رد شد . بعد از اصابت موشک ، هواپیما به دلیل کاهش فشار سریع ، شروع به کم کردن ارتفاع نمود و این روند تا زمان برخورد به سطح دریا ( 18:27:46 به وقت گرینویچ) ادامه یافت . روسها به سرعت توانستند تا اطلاعات جعبه سیاه هواپیما را پیدا کنند اما از ارائه آنها به مراجع ذیصلاح خودداری کردند ، اما بعد از به قدرت رسیدن یلتسین در روسیه ، اطلاعات جعبه سیاه هواپیما در اختیار مراجع ذیصلاح قرار گرفت . اطلاعات به دست آمده از جعبه سیاه هواپیما نشان می داد که خدمه از تجاوز به حریم هوایی شوروی بی اطلاع بوده اند .
سازمان بین المللی هوانوردی غیر نظامی (ایکائو) در دو مقطع به انجام بازرسی در مورد سقوط این هواپیما پرداخت . بار اول بلافاصله بعد از سقوط هواپیما و بار دوم نیز در سال 1991 و بعد از ارائه اطلاعات جعبه سیاه بود . اما هر دو بازرسی بر این مطلب صحه گذاشتند که تجاوز هواپیمای کره ای به حریم هوایی شوروی تصادفی بوده است.
خلبانی که بویینگ 747 را ساقط کرده بود ادعا کرده بود که پیش از شلیک موشکها به سمت هواپیما ، تعدادی تیر مسلسل به عنوان اخطار به طرف هواپیما شلیک شده بود ، حتی اگر وی چنین کاری انجام داده باشد ، بر اساس اطلاعات جعبه سیاه ،خدمه هواپیمای کره ای موفق به دیدن آنها و فهمیدن شرایط نشده بودند . همچنین روسها ادعا کرده بودند که پیش از ساقط کردن هواپیما ، سعی در برقراری ارتباط رادیویی با آن داشته بودند اما موفق نشده بودند . همچنین خلبان روسی در ارتباط رادیویی با ایستگاه رادار اعلام کرده بود که هواپیما با چراغهای نوک بال روشن در حال حرکت است اما متصدی رادار دچار اشتباه شد و فکر کرد که هواپیما با چراغهای خاموش در حال حرکت است و این از نظر وی به معنی این بود که هواپیما در حال انجام یک پرواز جاسوسی می باشد از این رو دستور ساقط کردن هواپیما صادر شده بود .
ادامه دارد ...
در جدول زیر کلیه اجکت های صورت گرفته در نیروی هوایی ایران تا قبل از انقلاب اسلامی را مشاهده می کنید :

چند نکته :
-در تمامی اجکت ها از صندلی پرتاب کننده ساخت شرکت Martin Baker استفاده شده است .
مجموعا 24 خلبانان نیروی هوایی IIAF مجبور به ترک هواپیمای خودشان شده اند که تنها 15 مورد آن مربوط به انواع مختلف جنگنده اف 4 می باشد .
- بیشترین مورد اجکت در سال 1978 صورت گرفته است و در این سال در 6 مورد خلبانان نیروی هوایی مجبور به ترک پرنده های خود شدند .


حمله نیروی هوایی جمهوری اسلامی ایران به تاسیسات اوسیراک
همزمان با شروع جنگ تحمیلی نیروی هوایی نیز همچون سایر قوا وارد کارزار شد تا در مقابل دشمن بعثی از کشور و مردم دفاع نماید . جزو اولین ماموریت های این رو انهدام مراکز حساس عراق نظیر نیروگاهها -کارخانجات مهمات سازی –پالایشگاهها و ... بود . یکی از اهداف مهمی که در عراق وجود داشت و به شدت از آن محافظت می شد و بطوری که گفته می شد حتی ممکن بود آینده جنگ نیز بدان وابسته باشید تاسیسات اوسیراک عراق بود . جایی که صدام با کمک کارشناسان فرانسوی محلی را برای آزمایشات هسته ای فراهم کرده بود . هدف آشکار این تاسیسات توانایی بخشیدن به رژیم صدام در تولید بمب اتمی بود . هدفی که بارها خود صدام نیز آن را علنا در سخنرانیهای خود اعلام کرده بود که عراق اولین کشور عرب خواهد بود که به بمب اتم دست خواهد یافت .همانطور که میدانید وجود یک کشور مجهز به سلاح اتمی به خودی خود تهدیدی علیه سایر کشورهای همسایه محسوب می شود حالا اگر این کشور عراق تحت فرماندهی دیکتاتوری خونخوار چون صدام باشد که از انجام هیچ جنایتی کوتاهی نمی کرد و در حال جنگ با کشور دیگری هم باشد که دیگر وامصیبتا !! در آن زمان به عقیده اکثر کارشناسان نظامی داخلی و خارجی در صورت دستیابی صدام به سلاح اتمی باید به طور قطع منتظر بروز فاجعه جهانی دیگری بود . از این میان بیشترین خطر از قبل تسلیح صدام به سلاح اتمی متوجه دو کشور ایران و اسراییل بود . ایران برای اینکه در حال جنگ با عراق بود و مسلما صدام از هیچ وسیله ای برای پیروزی در جنگ کوتاهی نمی کرد . اسراییل هم به دلایل سیاسی خواستار دسترسی صدام به سلاح اتمی نبود . از این رو هر دو کشور تلاشهایی را در از بین بردن تاسیسات اوسیراک انجام دادند . در ابتدا در ماه سپتامبر 1980 ( مهر 1359) این تاسیسات توسط نیروهایی ایرانی مورد حمله قرار گرفت و 9 ماه بعد بعد نیز در ماه ژوین 1981 ( خرداد 1360) توسط نیروی هوایی اسراییل مورد حمله قرار گرفت . در این مقاله فقط تلاش بر آن است که حمله نیروهایی ایرانی به این تاسیسات را بررسی کرد . شایان ذکر است که منبع کلیه اطلاعات موجود در این مطلب مقاله Target : Saddam’s Reactor به قلم Tom cooper و Farzad Bishop می باشد . برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد حمله اسراییل به این تاسیسات می توانید به لینک های زیر مراجعه کنید :
بزرگترين عملياتي كه تاكنون توسط اف ۱۶انجام شده است
بررسی عملیات :
همانطور که ذکر شد این تاسیسات اهمیت ویژه ای برای رژیم صدام داشت و از آنها به خوبی محافظت می شد . از پدافند های موجود در اطراف اوسیراک می توان به 1 واحد موشک ضدهوایی SA-6 - 3 واحد موشک ضد هوایی فرانسوی Roland 2 و بین 30 تا 40 قبضه توپ ضد هوایی 23 میلی متری و 57 میلی متری (که آتششان توسط رادار هدایت می شد) نام برد . در آن زمان کیت های اخلال گر الکترونیکی ECM موجود در نیروی هوایی جمهوری اسلامی ایران فقط توان اخلال در موشک های ضد هوایی SA-2 و SA-3 و SA-6 را دارا بود و هیچگونه کیت اخلال گری برای مقابله با موشک های خطرناک Roland 2 در اختیار IRIAF نبود . گفته میشد که این موشک های رولاند نمونه مخصوص ارتش فرانسه ( نه نمونه صادراتی به سایر کشورها)می بود که برای محافظت از ساختمان و کارکنان فرانسوس در اطراف تاسیسات مستقر شده بود . از این رو هواپیماهایی که قرار بود در حمله از آنها استفاده شود می بایست بسیار سریع باشند و مقدار قابل توجهی بمب با خودشان حمل کنند . خدمه دست چین شده آنها نیز می بایست با توکل به خدا و تکیه بر مهارت های شخصیشان در ارتفاع بسیار پایینی با حداکثر سرعت ممکن حرکت کرده و سعی کنند تا جای ممکن زمان کمی را در تیررس پدافند ها بمانند .

در سحرگاه 30 سپتامبر 1980 چهار فروند فانتوم از گردان شکاری 33 متعلق به پایگاه سوم شکاری همدان تیک آف کرده و به سمت غرب کشور (عراق) به حرکت در آمدند . در نزدیکی مرز فانتوم ها با یک تانکر 707 که بخوبی توسط دو فروند تامکت مسلح به فینیکس محافظت می شد ملاقات کرده و شروع به سوختگیری کردند . هر کدام از فانتوم ها با 6 تیر بمب 500 پوندی MK-82 – دو تیر موشک AIM-7E-2 Sparrow و حد اکثر فشنگ برای توپ دماغه مجهز شده بودند . بعد از عبور از مرز فانتم ها به دو گروه دو فروندی تقسیم شدند و یکی از گروه ها که آن را گروه A می نامیم شروع به افزایش ارتفاع به طرز چشم گیری کرد تا رادارهای عراقی آنها را ردگیری کنند و متوجه گروه دیگر که آن را B می نامیم و در ارتفاع بسیار پایینی حرکت می کردند نشوند . لحظاتی بعد گروه A ارتفاع خود را افزایش داده بود نیز ارتفاع خود را بسیار کم کرده و راهی نیروگاهی در عراق شد در حالیکه قبل از آنها گروه B راهی تاسیسات اوسیراک شده بود .
فانتوم های گروه B با طی مسیری طولانی به نزدیکی تاسیسات رسیدند و خود را برای حمله نهایی آماده کردند بدین منظور در 2.4 مایلی هدف (4 کیلومتری) ارتفاع خود را به یکباره افزایش دادند و در لحظه مناسب تمام 12 بمب خود را بر روی هدف پرتاب کردند . کل زمانی که آنها بر روی هدف بودند به زحمت به 6 ثانیه می رسید از این رو هیچ کدام از پدافند های حاضر در منطقه حتی فرصت شلیک به فانتومها را هم پیدا نکردند . در همان زمان هواپیماهای گروه A نیز هدف خود که نیروگاه برقی در نزدیکی بغداد بود را با موفقیت منهدم کرده بودند . عمل آنان باعث شد تا بغداد برای چند روز برق نداشته باشد.

فانتوم ایرانی در حال رها سازی بمب های خود در عراق
مدتی بعد از اتمام کار گروه B یک فروند هواپیمای شناسایی RF-4E به همراه دو فروند F-4E مجهز به موشک های هوا به هوا ( به عنوان اسکورت ) راهی هدف شد تا میزان خسارات وارده را بررسی نماید .
بعد از ورود به عراق F-4E های اسکورت به منظور جلب توجه رادارهای عراق مسیر خود را تغییر دادند تا هواپیمای شناسایی بدون هیچ مزاحمتی به انجام وظیفه خود بپردازد. RF-4E در ارتفاع پایین از جنوب اوسیراک وارد منطقه هدف شد و یکبار از روی هدف عبور کرد در همان حال دوربین های آن مشغول ثبت صحنه های بعد از عملیات بودند . بعد از خروج از منطقه هدف دو فروند F-4E اسکورت مجددا به هواپیمای شناسایی پیوستند و از آن تا خارج از عراق محافظت کردند .
با این وجود بنابر ادعای مقامات عراقی و سازمانهای جاسوسی غربی کار گروه B آنگونه که می بایست تاثیر گزار نبود و تنها خسارات جزیی به تاسیسات وارد کرده بود . این حمله علیرغم اینکه موفقیت آمیز نبود باز هم برای منابع عراقی شوکه کننده بود . حتی برخی از منابع ادعا کردند که فانتومها از اسراییل به پرواز در آمده بودند یا حتی برخی دیگر ادعا کردند که نیروی هوایی اسراییل با رنگ آمیزی فانتوم های خود همانند فانتومهای ایرانی این عملیات را انجام داده بود .
یکی از خلبانان با سابقه فانتوم ایرانی در جواب به این ادعا که عملیات حمله به اوسیراک توسط نیروی هوایی جمهوری اسلامی ایران موفقیت آمیز نبوده در جایی گفته بود :
اگر خسارت ایجاد شده توسط 12 تیربمب 500 پوندی آمریکایی MK-82 بر روی هدف کوچکی مانند اوسیراک جزیی است پس حتما هواپیماهای ما در طول جنگ بر روی عراقیها فقط سنگ فرو میریخته اند (مانند مرغان ابابیل ) .
با وجود تمام تبلیغات رسانه های عراقی و بعضی رسانه های غربی مبنی بر خسارت ندیدن تاسیسات اوسیراک در حمله نیروهای ایرانی علاوه بر خسارات ایجاد شده توسط بمب ها روحیه ترسی نیز در کارکنان فرانسوی این تاسیات بوجود آمد بطوری که اکثر آنها به سرعت از عراق خارج شدند .
![]()
تصویری از تاسیسات نابود شده اوسیراک
